پوپک

بلاگی برای شعرها و ترانه های کودکانه

پوپک

بلاگی برای شعرها و ترانه های کودکانه

نام سبز

نام سبز


آناهیتا زنگی

می رسد به گوش خاک و آفتاب

باز هم صدای آشنای تو

دست های سرد تاک باغچه

می زند جوانه پا به پای تو


برگ منتظر، درخت منتظر

تا دوباره واژه ای ادا کنی

تا که در نگاه خیس آسمان

قطره قطره ابر را رها کنی


زنده می شود از اشتیاق تو

باز قلب مرده ی زمین سرد

رنگ های تازه می دهی به باغ

سبز و صورتی، بنفش و سرخ و زرد


می رسی ز گرد راه و شهر ما

می کند به تن لباس عید را

هدیه می دهی به قلب مردمش

شادی و ترانه و امید را


راز بودن و شکفتن حیات

در سرود برگ های بی قرار

شعر عاشقانه ی جوانه هاست

حرف حرف نام سبز تو: «بهار».

پروانه من

پروانه من


مریم زندی


پروانه من
زرد و سفید است
همرگ گل ها
همرنگ بید است

پروانه من
رنگ بهار است
مانند برگی
روی چنار است

پیله ندارد
پروانه من
او توی قاب است
در خانه من

مورچه

مورچه


عباسعلی سپاهی یونسی

یک مورچه دیشب
در خانه ما مرد
یک مورچه آمد
او را از این جا برد

با عجله می رفت
سمت در خانه
او دوست خود را
می برد تا لانه

او گریه هم می کرد
چون دوستش مرده
من هم شدم دیشب
 غمگین و افسرده

آن مورچه حتماْ
امشب عزادار است
در لانه از غصه
تا صبح بیدار است

من می برم امشب
یک گل برای او
تا کم شود شاید
از غصه های او