پوپک

بلاگی برای شعرها و ترانه های کودکانه

پوپک

بلاگی برای شعرها و ترانه های کودکانه

آیینه

آیینه

مصطفی رحماندوست

من با توِ تو با من/می بینم می بینی/خوشحالم خوشحالی/غمگینم غمگینی
چشمم را می بندم/چشمت را می بندی/هاهاها می خندم/هاهاها می خندی
می خوابم می خوابی/می نوشم می نوشی/گاهی که چیزی را/می پوشم می پوشی
آیینه!من رفتم/اما تو می مانی/زیرا من جان دارم/اما تو بی جانی

یخچال

یخچال

احمد خدادوست

مادر به بابا گفت:
-یخچال ما خالی ست
از خوردنی چیزی
در خانه پیدا نیست

نه میوه ای مانده
نه مرغ و نه ماهی
نه تخم مرغ و شیر
نه سبزی و شاهی

بیچاره از غصه
شد صورتش قرمز
فهمیدم از خرجی
دیگر شده عاجز

بابا حقوقش کاش
هرماه کافی بود
یخچال ما آن وقت
خالی نمی شد زود

درخت بید

درخت بید

حسین تولایی


باد مهربان
موی بید را
شانه کرده است

یک کلاغ پیر
روی موی او
لانه کرده است

لانه کلاغ
روی موی بید
یک گل سر است

توی ذهن باغ
آن درخت بید
مهربان تر است