پوپک

بلاگی برای شعرها و ترانه های کودکانه

پوپک

بلاگی برای شعرها و ترانه های کودکانه

اتوبوس

اتوبوس

 

لیلا خیامی

 

نیم ساعت راه است

تا دم مدرسه مان

اتوبوسی آمد

می روم من با آن

 

باز هم هست شلوغ

پر شده از مردم

باز افتاد بلیت

 در شلوغی شد گم

 

یک نفر پایم را

زیر پایش له کرد

پای من درد گرفت

گریه کردم از درد

 

دکمه پیرهنم

کنده شد در اتوبوس

خنده کردند به من

چند تا بچه لوس

 

ناگهان ترمز کرد

باز راننده پیر

حیف مثل هر روز

شد کلاس من دیر