بلاگی برای شعرها و ترانه های کودکانه
بلاگی برای شعرها و ترانه های کودکانه
بابای آقا
سید عباس تربنبابای من هر شب
با ماه می آید
با شادی و لبخند
از راه می آید
در دست خود دارد
یک جعبه شیرینی
گاهی کمی میوه
یا نان ماشینی
گاهی نمی آید
با دستهای پر
اما خوش اخلاق است
کم می کند غرغر
غم های من لاغر
غم های او چاق است
گاهی به این خاطر
بابا بد اخلاق است
اما دلش آبی ست
اندازه دریا
من مطمئنم اوست
آقا ترین بابا!
پروانه
یکشنبه 25 اردیبهشتماه سال 1384 ساعت 11:56 ق.ظ
پری دریایی
بهناز بشیریگوش کن از ته آب
می رسد نغمه ی چنگ
یک پری با دل تنگ
می نوازد آهنگ
پری کوچک و ناز
ته دریا تنهاست
آه او غمگین است
غم او یک دریاست
می نوازد شب و روز
پری دریایی
اشک می ریزد گاه
از غم تنهایی
می چکد اشک پری
ته دریای نمور
همه دریا از
اشکهایش شده شور
پروانه
یکشنبه 25 اردیبهشتماه سال 1384 ساعت 11:52 ق.ظ
گاوعباسعلی سپاهی یونسییک روز من یک گاو دیدم
یک گاو چاق و خال خالی
دیدم که خیلی غصه دار است
پرسیدم از او زود حالی
او گفت:من کردم تصادف
پایم ورم کرده گمانم
من را ببر تا یک کلینیک
فوراْ رفیق مهربانم
گفتم بپر روی دوچرخه
زودی که خیلی کار دارم
بعداْزدم هی زنگ یعنی
من با خودم بیمار دارم
آن گاو را یک هفته ی بعد
دکتر مرخص کرد شنبه
چسبانده بود اما به پایش
یک چیزهای مثل پنبه
گفتم دم گوشش به شوخی
الان تصادف می شود باز
از ترس گاو چاق و چله
هی دست و پا زد کرد پرواز
پروانه
یکشنبه 25 اردیبهشتماه سال 1384 ساعت 11:46 ق.ظ