پوپک

بلاگی برای شعرها و ترانه های کودکانه

پوپک

بلاگی برای شعرها و ترانه های کودکانه

بابای آقا

بابای آقا


سید عباس تربن

بابای من هر شب
با ماه می آید
با شادی و لبخند
از راه می آید

در دست خود دارد
یک جعبه شیرینی
گاهی کمی میوه
یا نان ماشینی

گاهی نمی آید
با دستهای پر
اما خوش اخلاق است
کم می کند غرغر

غم های من لاغر
غم های او چاق است
گاهی به این خاطر
بابا بد اخلاق است

اما دلش آبی ست
اندازه دریا
من مطمئنم اوست
آقا ترین بابا!

پری دریایی

پری دریایی


بهناز بشیری

گوش کن از ته آب
می رسد نغمه ی چنگ
یک پری با دل تنگ
می نوازد آهنگ

پری کوچک و ناز
ته دریا تنهاست
آه او غمگین است
غم او یک دریاست

می نوازد شب و روز
پری دریایی
اشک می ریزد گاه
از غم تنهایی

می چکد اشک پری
ته دریای نمور
همه دریا از
اشکهایش شده شور

گاو

گاو

عباسعلی سپاهی یونسی

یک روز من یک گاو دیدم
یک گاو چاق و خال خالی
دیدم که خیلی غصه دار است
پرسیدم از او زود حالی

او گفت:من کردم تصادف
پایم ورم کرده گمانم
من را ببر تا یک کلینیک
فوراْ رفیق مهربانم

گفتم بپر روی دوچرخه
زودی که خیلی کار دارم
بعداْزدم هی زنگ یعنی
من با خودم بیمار دارم

آن گاو را یک هفته ی بعد
دکتر مرخص کرد شنبه
چسبانده بود اما به پایش
یک چیزهای مثل پنبه

گفتم دم گوشش به شوخی
الان تصادف می شود باز
از ترس گاو چاق و چله
هی دست و پا زد کرد پرواز